1- صبح ساعت هفت و سی و پنج دقیقه آقای خونه بیدار می شه . تندی اس ام اس می زنه:
* عزیزم صبحت بخیر . خوب خوابیدی
- صبح تو هم بخیر ، آره تو چی ؟
* منم خوب خوابیدم . امروز چه کاره ای؟
- تا ساعت 9 شب کلاس دارم .تو چی؟
* می رم کار خونه
ساعت 10 صبح (اس ام اس):
* چه کار می کنی ؟
-
* چه کار می کنی؟
-
* آهای ....
در اینجا آقای خونه به این نتیجه می رسه که خانم خونه سر کلاسه.
ساعت 12 ظهر:
اینبار آقای خونه زنگ می زنه:
* الو سلام ، چطوری؟
- خوبم تو چه طوری؟
* کجایی ؟
- آموزشگاهم . وقت ناهاره .
* ناهار چی داری ؟
- مامانم ساندویچ درست کرده برام؟
* نوش جان
- تو چی داری؟
* رفتم رستوران جوجه خوردم.
- تو خفه نمی شی انقدر جوجه می خوری ؟
* نه ( نیشخند) خوب من برم کاری نداری؟
_ برو به سلامت
* خداحافظ
( کیف کردید چه تند و تیز خداحافظی کردیم بی مقدمه)
ساعت 5 بعد از ظهر باز هم اس ام اس:
* خوبی؟
- اوهوم تو چیییییییتوری؟
* منم خوبم
ساعت 9 شب ( اس ام اس) :
* کوشی؟
- دارم می رم خونه. تو کوشی؟
* خونم
ساعت 10 شب ( اس ام اس ):
* می آی نت؟
- م .... هیچی نخوندم.
* برو عزیزم پس بخون (-:
ساعت 11 شب ( اس ام اس ) :
- م ... من ممکنه خوابم ببره . شبت بخیر
* شب بخیر

پی نوشت : * یعنی آقای خونه - یعنی خانم خونه
پی نوشت 2 : این مال روزای سر شلوغی خانم خونه است .
پی نوشت 3 : بعدشم اینکه فکر کنم خانم خونه بد نباشه روز هایی که من وقت ندارم رو هم تو بنویسی. اون روزایی که مثلا" 10 تا اس ام اس می زنی تا من جواب بدم D-:

بعد از چندین ساعت خستگی کار و استرس کنکور تنها چیزی که بهم انرژی دوباره ایستادن می ده این هست که واسه چند لحظه چشمام رو ببندم و

ــ برم.....

خانم خونه امشب مهمون داره .
توی دنیای واقعی با دوستش نشسته و به واقعیت ها نگاه می کنه . نه به فراز و فرود زندگی مجازی توجهی داره و نه اینکه رنگ دیوار های این خونه یادشه.
اما آقای خونه تنهایی در و دیوار رو رصد می کنه و دونه دونه ترک های روی دیوار ها رو کشف می کنه. و فکر می کنه به این که چقدر تنهایی حافظه رو کمک می کنه تا بتونه همه ترک ها رو توی ذهنش نقاشی کنی.

نگاه مرد مسافر به روی میز افتاد:

«چه سیب های قشنگی!

حیات نشئه ی تنهایی است.»

و میزبان پرسید:

قشنگ یعنی چه؟

ــ قشنگ یعنی تعبیر عاشقانه ی اشکال

و عشق،تنها عشق

ترا به گرمی یک سیب می کند مانوس.

و عشق ،تنها عشق

مرا به وسعت اندوه زندگی ها برد،

مرا رساند به امکان پرنده شدن.

ــ و نوشداروی اندوه؟

ــ صدای خالص اکسیر می دهد این نوش.