خونه ی ندا اینام....سیستم رو روشن می کنه....در اتاقش رومی بنده.....پشت درش نوشته...ماه من غصه نخور....زندگی جزر و مد داره...دنیامون یه عالمه آدم خوب و بد داره....نمی دونم بلند یا توی دلم می گم:گل من گریه مکن...سخن از اشک مخواه..که سکوتت گویاست...از نگه کردنت احوال تورا می دانم....دانه ی اشک تو داند که غم من دریاست.....گل من گریه مکن....
صبح از خواب که بیدار می شم این آهنگ رو می ذارم و به مامان می گم می خوام صداش رو بالا ببرم یکم تحمل کن....می دونه این جور مواقع پرم از آهنگ....می دونه آهنگ رو دارم می بلعم...می رم تو اتاقم.....ماه من غصه نخور....زندگی خوب داره و زشت...خدا رو چه دیدی !شاید فردامون باشه بهشت.....یادم به دنیا میوفته....
.وسط اتاق چشمام رو می بندم و یواش یواش دستامو می برم بالا و با لالالا ی لیلا دور خودم می گردم......توی گشتن ها از جلوی آینه رد می شم....می ایستم جلوش و یه خودم می گم!انگار خیلی خوبی؟...آره خوبم....آرومم!خیلی..
لیلا می خونه.... ماه من!غصه نخور...مثل ماها فراوونه..خیلی کم پیدا می شه کسی رو حرفش بمونه.....فکر می کنم به ماه لیلا.....به خودم می گم ماه من کیه؟!.....
از اتاق می رم بیرون ...همراه لیلا!بلند تر از لیلا می خونم.....به مامان می گم بیچاره لیلا اگر می دونست من این طوری با اشتیاق می خونم همراش می گفت تو بخون!!!!
تازه همراه سازی که می زنه هم دق می کنم....!!!!
اونی که غصه نداشته باشه آدم نمی شه....
به خودم می گم عقیده های لیلا اینه؟
دکتر شهید شریعتی می گن...روحی که در درد پخته شود آرام می گیرد....
خدایا.....امید هیچ امید واری رو نا امید نکن....
گل من گریه مکن....دل به امید ببند.
یه جمله کافیه تا تمام سر خوشی هام فروکش کنه.....و آرووم بشینم...
خدایا....نذار سکوت شم.
